Welcome to Submission
Your best source for ISLAM
(SUBMISSION) on the Internet
In the name of God, Most Gracious, Most Merciful
|
سوره : ۲۶
شاعران
(الشعراء)
۲۲۷ ايات ۴۷
ترتيب
وحي ايات
|
|
سوره : ۲۶
شاعران
(الشعراء)
به نام خدا، بخشنده
ترين،
مهربان ترين
۱ _ ط. س. م *
۲ _ اين (حروف)
اثبات اين
کتاب آسمانى
روشنگر را تشکيل
مى دهند.
۳ _ شايد خود را
مقصر بدانى
که چرا آنها
مؤمن نيستند.
۴ _ اگر
بخواهيم، مى
توانيم از
آسمان نشانه
اى بفرستيم
که گردن
هايشان را
اجبارا ً خم
کند.
۵ _ هر گاه تذکر
دهنده اى از
جانب بخشنده
ترين برايشان
بيايد، که
جديد است، با
بيزارى روى
برمى گردانند.
۶ _ چون آنها
تکذيب
کردند، به
عواقب بى
اعتنايى خود
دچار شده اند.
۷ _ آيا آنها
زمين را
نديده اند، و
اين که چندين
نوع گياهان
زيبا در آن
رويا نده ايم
۸ _ اين بايد براى
آنها اثبات
کافى باشد،
اما اکثرشان
مؤمن نيستند.
۹ _ مسلما ً،
پروردگار تو
قادر متعال
است، مهربان
ترين.
۱۰ _ بياد آور
که
پروردگارت
موسى را ندا
داد: "نزد مردم
ستمکار برو.
۱۱ _ "مردم
فرعون؛ شايد
خود را اصلاح
کنند."
۱۲ _ او گفت،
"پروردگار
من، من از اين
مى ترسم که من
را باور
نکنند.
۱۳ _ "ممکن است
خونسردى خود
را از دست
بدهم. زبان من
مى گيرد؛
برادرم
هارون را با
من بفرست.
۱۴ _ "ضمنا ً،
آنها مرا يک
فرارى محسوب
مى کنند؛ من
از اين مى
ترسم که من را
بکشند."
۱۵ _ گفت، "نه،
(تو را
نخواهند کشت).
با مدرک هاى
من برويد. ما
با شما هستيم
و گوش خواهيم
داد.
۱۶ _ "به نزد
فرعون برويد
و بگوييد،
"ما رسولانى
هستيم از
جانب
پروردگار
جهان.
۱۷ _ "بگذار بنی
اسراييل
بروند."
۱۸ _ او گفت،
"آيا ما از
کودکى تو را
بزرگ نکرديم
و تو سال هاى
زيادى با ما
نگذراندي
۱۹ _ "سپس آن
جرم را مرتکب
شدى، و تو
ناسپاس
بودى."
۲۰ _ او گفت،
"حقيقتا ً،
من اين کار را
وقتى کردم که
گمراه بودم.
۲۱ _ "سپس فرار
کردم،
هنگامى که از
شما ترسيدم و
پروردگارم
به من حکمت
عطا کرد و من
را يکى از رسولان
قرار داد.
۲۲ _ "تو به خود
مى بالى که به
من لطف کردى ،
در حاليکه بنى
اسرائيل را
به بردگى
کشيده اى!"
۲۳ _ فرعون
گفت،
"پروردگار
جهان چيست"
۲۴ _ او گفت،
"پروردگار
آسمان ها و
زمين و آنچه
ما بين
آنهاست. بايد
در اين مورد
يقين داشته
باشى."
۲۵ _ او به
اطرافيان
خود گفت،
"آيا اين را
شنيديد"
۲۶ _ او گفت،
"پروردگار
شما و
پروردگار
اجداد شما."
۲۷ _ او گفت،
"رسولتان که
بر شما
فرستاده شده
ديوانه است."
۲۸ _ او گفت،
"پروردگار
شرق و غرب و هر
چه مابين آنهاست،
اگر بفهميد."
۲۹ _ او گفت،
"اگر خدايى
بجز من
بپذيرى، تو
را به زندان
خواهم
انداخت."
۳۰ _ او گفت،
"اگر چيزى
شگفت انگيز
به تو نشان دهم،
چطور "
۳۱ _ او گفت،
"پس آن را
ارائه بده،
اگر راست مى
گويى."
۳۲ _ سپس او چوب
دستى را
انداخت، که
به مارى شگفت
انگيز تبديل
شد.
۳۳ _ و او دستش
را بيرون
آورد، آن
براى مشاهده
کنندگان
سفيد بود.
۳۴ _ او به
بزرگان
اطراف خود
گفت، "اين
شعبده باز با
تجربه اى است.
۳۵ _ "او مى
خواهد با
شعبده بازى
خود، شما را
از سرزمين
تان بيرون
کند. شما چه
بيشنهاد مى
کنيد"
۳۶ _ آنها
گفتند، "به
او و برادرش
مهلت بده و به
هر شهرى
جارچى ها را
بفرستيد.
۳۷ _ "تا هر
شعبده باز با
تجربه اى را
احضار کنند."
۳۸ _ شعبده
بازان در
زمان تعين
شده، و در روز
مقرر جمع
شدند.
۳۹ _ به مردم
گفته شد:
"يکايک شما
بياييد؛
بگذاريد
همگى اينجا
جمع شويم.
۴۰ _ "شايد از
شعبده بازان
پيروى کنيم،
اگر برنده
شوند."
۴۱ _ هنگامى که
شعبده بازان
آمدند، به
فرعون گفتند،
"آيا مزدى به
ما داده مى
شود، اگر
برنده شويم "
۴۲ _ او گفت،
"بله البته؛
حتى از
نزديکان به
من خواهيد
بود."
۴۳ _ موسى به
آنها گفت
"بياندازيد
آن چه را که مى
خواهيد
بياندازيد."
۴۴ _ آنها طناب
ها و چو ب هاى
خود را
انداختند، و
گفتند، به
عزت فرعون،
ما برنده
خواهيم شد."
۴۵ _ موسى چو ب
دستى خود را
انداخت، که
آنچه را جعل
کرده بودند
بلعيد.
۴۶ _ شعبده
بازان به
سجده
افتادند.
۴۷ _ آنها
گفتند، "ما
به پروردگار
جهان ايمان
داريم.
۴۸ _
"پروردگار
موسى و
هارون."
۴۹ _ او گفت،
"آيا قبل از
اينکه من به
شما اجازه دهم
با او ايمان
آورديد او
بايد معلم
شما باشد، که
به شما شعبده
بازى آموخت.
شما مطمئنا ً
خواهيد
فهميد. من دست
ها و
پاهايتان را
يک در ميان
قطع خواهم کرد.
من همگى شما
را به صليب
خواهم کشيد."
۵۰ _ آنها
گفتند، "اين
تصميم ما را
عوض نخواهد
کرد؛ ما به
سوى
پروردگار
خود باز
خواهيم گشت.
۵۱ _ "ما
اميدواريم
که
پروردگارمان
گناهان ما را
ببخشد،
خصوصا ً که ما
از اولين
مؤمنان
هستيم."
۵۲ _ ما به موسى
وحى کرديم:
"با بندگان
من سفر کن؛ شما
تعقيب
خواهيد شد."
۵۳ _ فرعون
جارچيان را
به شهرها
فرستاد.
۵۴ _ (که اعلام
کنند،) "اين
يک گروه کوچک
است.
۵۵ _ آنها
اکنون عليه
ما به مخالفت
بر خاسته اند.
۵۶ _ "بگذاريد
همگى نسبت به
آنها آگاه
باشيم."
۵۷ _ در نتيجه،
ما آنها را از
باغ ها و چشمه
سارها محروم
کرديم.
۵۸ _ و گنج ها و
مقامى محترم.
۵۹ _ سپس آن را
ميراثى براى
بنى اسرائيل
قرار داديم.
۶۰ _ آنها آنان
را به طرف شرق
تعقيب کردند.
۶۱ _ هنگامى که هر
دو گروه
يکديگر را
ديدند، مردم
موسى گفتند،
"ما را
خواهند
گرفت."
۶۲ _ او گفت،
"امکان
ندارد.
پروردگارم
با من است؛ او
من را
راهنمايى
خواهد کرد."
۶۳ _ سپس به
موسى وحى
کرديم: "با
چوب دستى خود
را به دريا
بزن، "که در
نتيجه آن
دريا به دو
قسمت شکافته
شد. هر قسمت
مانند تپه اى
عظيم بود.
۶۴ _ سپس ما
همگى آنها را
به آن سو
رسانديم.
۶۵ _ ما
اينچنين
موسى و تمام
کسانى را که
همراه او بودند
نجات داديم.
۶۶ _ و بقيه را
غرق کرديم.
۶۷ _ اين بايد
مدرکى کافى
باشد، اما
اکثر مردم مؤمن
نيستند.
۶۸ _ يقينا ً،
پروردگار تو
قادر متعال
است، مهربان
ترين.
۶۹ _ تاريخ
ابراهيم را
براى آنها
حکايت کن.
۷۰ _ او به پدر و
مردمش گفت،
"اين جيست که
شما پرستش مى
کنيد"
۷۱ _ آنها
گفتند، "ما
مجسمه ها را
مى پرستيم؛
ما کاملا ً
خود را وقف
آنها کرده
ايم."
۷۲ _ او گفت،
"آيا وقتى از
آنها
درخواست مى
کنيد آنها مى
توانند
بشنوند
۷۳ _ "آيا آنها
مى توانند به
شما منفعت،
يا ضرر برسانند"
۷۴ _ آنها
گفتند، "نه؛
اما ما ديديم
که والدين مان
چنين مى
کردند."
۷۵ _ او گفت،
"آيا اين بت
هايى را که
پرستش مى
کنيد مى
بينيد.
۷۶ _ "شما و
اجداد شما.
۷۷ _ " من مخالف
آنها هستم،
زيرا من فقط
خود را وقف
پروردگار
جهان کرده ام.
۷۸ _ "يکتايى
که من را
آفريد، و من
را هدايت کرد.
۷۹ _ "يکتايى
که به من غذا و
آب مى دهد.
۸۰ _ "و وقتى
مريض شوم، او
من را شفا مى
دهد.
۸۱ _ "يکتايى
که من را مى
ميراند، سپس
من را دو باره
زنده مى کند.
۸۲ _ "يکتايى
که اميدوارم
در روز قضاوت
گناهان من را ببخشد.
۸۳ _
"پروردگار
من، به من
حکمت عطا
فرما و من را
در شمار
پرهيزگاران
قرار ده.
۸۴ _ "بگذار
مثالى را که
براى نسل هاى
آينده باقى مى
گذارم مثالى
خوب باشد.
۸۵ _ "من را يکى
از وارثان
بهشت لذت بخش
قرار ده.
۸۶ _ " و پدرم را
ببخش، چون او
گمراه شده
است.
۸۷ _ "و در روز
رستاخيز من
را ترک نکن."
۸۸ _ اين، آن
روزى است که
نه پول و نه
فرزندان، مى
توانند کمک
کنند.
۸۹ _ فقط کسانى
که از صميم
قلب نزد خدا
بيايند (نجات
خواهند يافت).
۹۰ _ بهشت به
پرهيزگاران
تقديم خواهد
شد.
۹۱ _ دوزخ براى
گمراهان
ايجاد خواهد
شد.
۹۲ _ از آنها
سئوال خواهد
شد، "کجا
هستند
معبودانى که
پرستش کرده
بوديد.
۹۳ _ "در کنار
خدا آيا
اکنون مى
توانند به
شما کمک کنند
آيا مى
توانند به
خودشان کمک
کنند"
۹۴ _ آنها در آن
انداخته
خواهند شد،
همراه با تمام
گمراهان.
۹۵ _ و تمام
سربازان
شيطان.
۹۶ _ در آنجا در
حاليکه با
يکديگر دعوا
مى کنند خواهند
گفت،
۹۷ _ "به خدا،
ما واقعا ً
گمراه بوديم.
۹۸ _ "چگونه
توانستيم
شما را هم
تراز
پروردگار عالم
قرار دهيم
۹۹ _ "کسانى که
ما را گمراه
کردند پليد
بودند.
۱۰۰_ "حالا نه
شفاعت کننده
اى داريم.
۱۰۱_ "و نه يک
دوست نزديک.
۱۰۲_ اگر ما
فقط مى
توانستيم
فرصت ديگرى
داشته باشيم،
آن موقع
ايمان مى
آورديم"
۱۰۳_ اين بايد
درس عبرتى
باشد. اما
اکثر مردم
مؤمن نيستند.
۱۰۴_
پروردگار تو
قادر متعال
است، مهربان
ترين.
۱۰۵_ مردم نوح
رسولان را
باور نکردند.
۱۰۶_
برادرشان
نوح به آنها
گفت، "آيا
نمى خواهيد پرهيزگار
شويد
۱۰۷ _ "من براى
شما رسولى
امين هستم.
۱۰۸_ "بايد به
هيبت و حرمت
خدا ارج نهيد
و از من اطاعت
کنيد.
۱۰۹_ "من هيچ
مزدى از شما
نمى خواهم،
مزد من از جانب
پروردگار
عالم مى آيد.
۱۱۰_ "بايد به
هيبت و حرمت
خدا ارج نهيد
و از من اطاعت
کنيد.
۱۱۱_ آنها
گفتند، "ما
چگونه مى
توانيم با تو
ايمان
بياوريم،
هنگامى که
بدترين
افراد بين ما
از تو پيروى
کرده اند"
۱۱۲_ او گفت،
"من از کجا
بدانم که
آنها چه
کردند
۱۱۳_ "قضاوت
آنها فقط با
پروردگار من
است، اگر مى توانستيد
درک کنيد.
۱۱۴_ "من هرگز
مؤمنان را رد
نخواهم کرد.
۱۱۵_ "من بجز
هشدار دهنده
اى آشکار
کنند،
نيستم."
۱۱۶_ آنها
گفتند، "اى
نوح، اگر دست
بر ندارى،
سنگسار
خواهى شد."
۱۱۷_ او گفت،
"پروردگار
من، مردم من،
من را تکذيب کرده
اند.
۱۱۸_ "من را در
مقابل آنها
پيروز گردان
و من و مؤمنان
همراه من را
رهايى ده."
۱۱۹_ ما او و
همراهانش را
در قايقى پر
از بار نجات داديم.
۱۲۰_ سپس بقيه
را غرق کرديم.
۱۲۱_ اين بايد
درس عبرتى
باشد، اما
اکثر مردم
مؤمن نيستند.
۱۲۲_ يقينا ً،
پروردگار تو
قادر متعال
است، مهربان
ترين.
۱۲۳_ عاد رسولان
را باور
نکردند.
۱۲۴_
برادرشان
هود به آنها
گفت، "آيا
نمى خواهيد پرهيزگار
شويد
۱۲۵_ "من براى
شما رسولى
امين هستم.
۱۲۶_ "بايد به
حرمت و هيبت
خدا ارج نهيد
و از من اطاعت
کنيد.
۱۲۷_ "من هيچ
مزدى از شما
نمى خواهم؛
مزد من از جانب
پروردگار
عالم مى آيد.
۱۲۸_ "شما بر
سر هر تپه اى
به خاطر هيچ و
پوچ قصرى بنا
مى کنيد.
۱۲۹ _
"بناهايى مى
سازيد که
انگار تا ابد
زنده مى مانيد.
۱۳۰_ "و وقتى
ضربه مى
زنيد، بى
رحمانه مى
زنيد.
۱۳۱_ "به هيبت
و حرمت خدا
ارج نهيد و از
من اطاعت کنيد.
۱۳۲_ "به هيبت
و حرمت آن
يکتايى ارج نهيد
که براى شما
تمام
چيزهايى را
که مى دانيد
فراهم کرد.
۱۳۳_ "او براى
شما
چارپايان
اهلى و
فرزندان را
فراهم کرد.
۱۳۴_ "و باغها
و چشمه ها.
۱۳۵_ "من براى
شما از
مجازات روزى
هيبت انگيز
مى ترسم."
۱۳۶_ آنها
گفتند، "فرق
نمى کند که تو
موعظه کنى، يا
موعظه نکنى.
۱۳۷_ "آن
بلاها فقط
براى اجداد
ما بود.
۱۳۸_ "هيچ
عذابى بر ما
نخواهد آمد."
۱۳۹ _ آنها
اينچنين
تکذيب
کردند، و در
نتيجه، ما آنها
را نابود
کرديم. اين
بايد درس
عبرتى باشد،
اما اکثر
مردم مؤمن
نيستند.
۱۴۰_ يقينا ً،
پروردگار تو
قادر متعال
است، مهربان
ترين.
۱۴۱_ ثمود
رسولان را
باور نکردند.
۱۴۲_
برادرشان
صالح به آنها
گفت، "آيا
نمى خواهيد پرهيزگار
شويد
۱۴۳_ "من براى
شما رسولى
امين هستم.
۱۴۴_ "به هيبت
و حرمت خدا
ارج نهيد و از
من اطاعت کنيد.
۱۴۵_ "من هيچ
مزدى از شما
نمى خواهم؛
مزد من از جانب
پروردگار
عالم مى آيد.
۱۴۶_ "آيا فکر
مى کنيد که تا
ابد به
اينصورت در
امان خواهيد
بود
۱۴۷_ "شما از
باغ ها و چشمه
ها لذت مى
بريد.
۱۴۸_ و از
محصولات و
درختان خرما
با ميوه هاى
خوش طعم.
۱۴۹_ "شما از
کوه ها
قصرهايى با
مجلل مى
تراشيد.
۱۵۰_ "به هيبت
و حرمت خدا
ارج نهيد، و
از من اطاعت
کنيد.
۱۵۱_ "از
ستمکاران
اطاعت نکنيد.
۱۵۲_ "که فساد
مى کنند، نه
کارهاى نيک."
۱۵۳_ آنها
گفتند، "تو
جادو شده اى.
۱۵۴_ "تو بجز
بشرى مانند
ما نيستى.
معجزه اى
بياور، اگر
راست مى
گويى."
۱۵۵_ او گفت،
"اين شترى
است که فقط در
روزى که براى او
معين شده آب خواهد
آشاميد؛
روزى که با
روزهاى معين
شده شما فرق
دارد.
۱۵۶_ "هيچ
آسيبى به او
نرسانيد، تا
مبادا به
مجازات روزى
سهمناک دچار
شويد."
۱۵۷_ آنها او
را به وضع
فجيعى کشتند
و اينچنين
دچار اندوه
شدند.
۱۵۸_ عذاب
آنها را در بر
گرفت. اين
بايد درس
عبرتى باشد،
اما اکثر
مردم مؤمن
نيستند.
۱۵۹_ يقينا ً،
پروردگار تو
قادر متعال
است، مهربان
ترين.
۱۶۱_ مردم لوط
رسولان را
باور نکردند.
۱۶۱_
برادرشان
لوط به آنها
گفت، "آيا
نمى خواهيد پرهيزگار
شويد
۱۶۲_ "من براى
شما رسولى
امين هستم.
۱۶۳_ "به هيبت
و حرمت خدا
ارج نهيد، و
از من اطاعت
کنيد.
۱۶۴_ "من هيچ
مزدى از شما
نمى خواهم؛
مزد من از جانب
پروردگار
عالم مى آيد."
۱۶۵_ "آيا از
بين تمام
مردم، شما با
جنس مذکر
روابط جنسى
داريد
۱۶۶_ " و زنانى
را که
پروردگارتان
براى شما
آفريده رها
مى کنيد!
واقعا ً، شما
مردمى
ستمکار هستيد."
۱۶۷_ آنها گفتند،
" اى لوط، اگر
دست بر
ندارى، تو را
تبعيد
خواهيم کرد. "
۱۶۸_ او گفت، "
من اعمال شما
را رقت آور مى
دانم. "
۱۶۹_ "
پروردگارم،
من و خانواده
ام را از
اعمال آنها
نجات ده. "
۱۷۰_ ما او و
تمام
خانواده اش
را نجات
داديم.
۱۷۱_ اما نه آن
بيرزن را؛ او
محکوم شده،
بود.
۱۷۲_ سپس بقيه
را نابود
کرديم.
۱۷۳_ ما
بارانى شوم
بر آنها
بارانديم؛
عجب باران بدى
براى کسانى
که به آنها
هشدار داده
شده بود!
۱۷۴_ اين بايد
درس عبرتى
باشد، اما
اکثر مردم
مؤمن نيستند.
۱۷۵_ يقينا ً،
پروردگار تو
قادر متعال
است، مهربان
ترين.
۱۷۶_ مردم چوب
رسولان را
باور نکردند.
۱۷۷_ شعيب به
آنها گفت، "
آيا نمى
خواهيد
پرهيزگار
شويد
۱۷۸_ " من براى
شما رسولى
امين هستم.
۱۷۹_ " به هيبت
و حرمت خدا
ارج نهيد، و
از من اطاعت کنيد.
۱۸۰_ " من از
شما هيچ مزدى
نمى خواهم؛
مزد من از جانب
پروردگار
عالم مى آيد.
۱۸۱_ " هنگام
معامله،
اندازه کامل
را بدهيد؛
تقلب نکنيد.
۱۸۲_ " با
ترازوى درست
وزن کنيد.
۱۸۳_ " حق مردم
را نخوريد و
در زمين به
فساد نگرديد.
۱۸۴_ " به هيبت
و حرمت آن
يکتايى ارج
نهيد که شما و
نسل هاى
گذشته را
آفريد. "
۱۸۵_ آنها
گفتند، " تو
جادو شده اى.
۱۸۶_ " تو بجز
بشرى مانند
ما نيستى. در
واقع، ما گمان
مى کنيم که تو
دروغگو هستى.
۱۸۷_ " بگذار
توده هايى از
آسمان بر ما
فرو ريزد، اگر
راست مى گويى.
"
۱۸۸_ او گفت، "
پروردگار من
يکتايى است
که بر هر چه مى
کنيد آگاه
است.
۱۸۹_ آنها او
را باور
نکردند و، در
نتيجه، به
مجازات روز
سايه بان
دچار شدند. آن
عذاب روزى
هيبت انگيز
بود.
۱۹۰_ اين بايد
درس عبرتى
باشد، اما
اکثر مردم
مؤمن نيستند.
۱۹۱_ يقينا ً،
پروردگار تو
قادر متعال
است، مهربان
ترين.
۱۹۲_ اين
تنزيلى است
از جانب
پروردگار
جهان.
۱۹۳_ روح امين
(جبرييل) با آن
پايين آمد.
۱۹۴_ تا آن را
در قلب تو
نازل کند، تا
تو يکى از
هشدار
دهندگان
باشى.
۱۹۵_ به زبان
عربى کامل.
۱۹۶_ در کتب
نسل هاى
بيشين
بيشگويى شده
است.
۱۹۷_ آيا اين
نشانه
برايشان
کافى نيست که
آن براى محققين
بين بنى
اسرائيل
شناخته شده
بود
۱۹۸_ اگر ما
اين را براى مردمى
که عربى نمى
دانند نازل
مى کرديم.
۱۹۹_ و از او مى
خواستيم که
آن را (به عربى)
بخواند، آنها
امکان نداشت
بتوانند به
آن ايمان
آورند.
۲۰۰_ ما
اينچنين آن
را دردل
گناهکاران
(مانند يک زبان
بيگانه) قرار
مى دهيم.
۲۰۱_
بنابراين
آنها نمى
توانند به آن
ايمان بياورند؛
نه تا وقتى که
عذاب دردناک
را ببينند.
۲۰۲_ آن
ناگهانى بر
آنها خواهد
آمد، هنگامى
که اصلا ً
انتظارش را
ندارند.
۲۰۳_ آنگاه
خواهند گفت،
" آيا مى
توانيم
مهلتى بيابيم
"
۲۰۴_ آيا آنها
مجازات ما را
به مبازره
تطلبيدند
۲۰۵_ همانطور
که مى بينى،
ما به آنها
اجازه داديم
سالها لذت
ببرند.
۲۰۶_ سپس عذاب
برايشان
آمد، درست
همانطور که
وعده داده
شده بود.
۲۰۷_ منابع
وسيع آنها
کوچکترين
کمکى به آنها
نکرد.
۲۰۸_ ما هرگز
جامعه اى را
بدون
فرستادن
هشدار دهندگان
نابود نمى
کنيم.
۲۰۹_
بنابراين،
اين تذکرى
است، زيرا ما
هرگز ظالم
نيستيم.
۲۱۰_ شياطين
هرگز نمى
توانند اين
را نازل کنند.
۲۱۱_ آنها نه
مى خواهند و
نه مى توانند.
۲۱۲_ زيرا
آنها از
شنيدن محروم
هستند.
۲۱۳_
بنايراين،
هيچ خداى
ديگرى را در
کنار خدا قرار
نده، تا،
مبادا به
مجازات دچار
شوى.
۲۱۴_ به مردمى
که به تو
نزديک ترين هستند
موعظه کن.
۲۱۵_ و پر وبال
خود را براى
مؤمنانى که
از تو پيروى مى
کنند پايين
آور.
۲۱۶_ اگر آنها
از تو
نافرمانى
کنند، پس
بگو، "من اعمال
شما را طرد مى
کنم."
۲۱۷_ و اعتماد
کن به آن قادر
متعال،
مهربان ترين.
۲۱۸_ که تو را
مى بيند که
شبانگاه در
حين عبادت به
تفکر و تمرکز
مى پردازى.
۲۱۹_ و سجده
هاى مکرر تو
را.
۲۲۰_ اوست
شنوا، داناى
مطلق.
۲۲۱_ آيا مى
خواهيد شما
را آگاه کنم
که شياطين بر
چه کسانى
فرود مى آيند
۲۲۲_ آنها بر
هر گناهکارى
که از خود
دروغ ببافد،
فرود مى آيند.
۲۲۳_ آنها
وانمود مى
کنند که گوش
مى دهند، اما
اکثرشان
دروغگو
هستند.
۲۲۴_ و اما
شاعران، فقط
گمراهان از
آنها پيروى
مى کنند.
۲۲۵_ مگر نمى
بينى که
وقاداريشان
بنا به
موقعيت، عوض
مى شود
۲۲۶_ و اينکه
آنها چيزى مى
گويند که
انجام نمى
دهند
۲۲۷_ به
استثناى
کسانى که
ايمان مى
آورند،
زندگى پرهيزگارانه
اى را در پيش
مى گيرند،
مکررا ً ذکر
خدا را مى گويند
و از حق خود
دفاع مى کنند.
مطمئنا ً،
ستمکاران
خواهند ديد
که سرنوشت
نهايى شان
چيست.
|
info@submission.org
Back Home
SUBMISSION.ORG
Copyright © 1997-2008 Submission.org