Welcome to Submission

        Your best source for ISLAM  (SUBMISSION) on the Internet

In the name of God, Most Gracious, Most Merciful

 

سوره : ۲۷ النمل (النمل)

    ۹۳         ايات                      ۴۸        ترتيب وحي ايات

 

 


سوره : ۲۷ النمل (النمل)

به نام خدا، بخشنده ترين، مهربان ترين



۱ _ ط. س اين (حروف) اثبات قرآن را تشکيل مى دهند؛ يک کتاب آسمانى عميق.

۲ _ راهنما و مژده اى براى مؤمنان.

۳ _ کسانى که دعاى ارتباطى (نماز) را بر پا مى دارند و انفاق واجب (زکات) مى دهند و نسبت به آخرت کاملا ً يقين دارند.

۴ _ کسانى که به آخرت ايمان ندارند، ما اعمالشان را در نظرشان زيبا جلوه مى دهيم. اينچنين، آنها کورکورانه ادامه مى دهند.

۵ _ اينان هستند که به بدترين مجازات دچار مى شوند و در آخرت، بدترين بازندگان خواهند بود.

۶ _ مطمئنا ً، تو قرآن را از حکيم ترين دريافت مى کنى، داناى مطلق.

۷ _ بياد آور که موسى به خانواده اش گفت، "من آتشى مى بينم؛ بگذاريد تا از آن خبرى برايتان بياورم، يا مشعلى که گرم شويد."

۸ _ هنگامى که به آن رسيد، به او ندا داده شد: "مبارک است يکتايى که از ميان آتش (صحبت مى کند و کسان اطراف آن. "تجليل براى خدا، پروردگار جهان.

۹ _ "اى موسى، اين من هستم، خدا، قادر متعال، حکيم ترين.

۱۰ _ "چوب دستى خود را بيانداز. "هنگامى که ديد آن مانند اژدهايى حرکت مى کند، روى گرداند و گريخت. "اى موسى، نترس. رسولان من نبايد بترسند.

۱۱ _ "بجز کسانى که مرتکب گناه شوند، سپس بعد از گناه کردن راه پرهيزگارى در پيش گيرند؛ من عفو کننده هستم، مهربان ترين.

۱۲ _ "دستت را در جيب خود بگذار؛ آن سفيد و بدون لکه بيرون خواهد آمد. اينها جزء نه معجزه اى است به فرعون و مردم او، زيرا آنها مردمى پليد هستند.

۱۳ _ هنگامى که معجزات واضح و شگرف ما به آنها ارائه داده شد، گفتند، "بديهى است که اين شعبده است."

۱۴ _ آنان از روى تکبرشان آن ها را تکذيب کردند و کاملا ً در راه هاى غلط خود متقاعد شده بودند. بنگر به عاقبت کار پليد کاران.

۱۵ _ ما به داود و سليمان دانش عطا کرديم و آنها گفتند، "ستايش خدا را که به ما بيشتر از بسيارى از بندگان مؤمن خود نعمت عطا کرد."

۱۶ _ سليمان وارث داود بود. او گفت، "اى مردم، به ما فهم زبان پرندگان عطا شده و همه نوع چيزها بر ما ارزانى شده است. براستى که اين رحمتى است واقعى."

۱۷ _ در خدمت سليمان سربازانى مطيع از جن ها و انسان ها مجهز شده بودند، همچنين پرندگان؛ همه در اختيار او.

۱۸ _ هنگامى که آنها به وادى مورچگان رسيدند، مورچه اى گفت، "شما اى مورچه ها، به خانه هاى خود برويد، تا مبادا بوسيله سليمان و سپاهيان او له شويد، بدون آنکه متوجه باشند."

۱۹ _ او لبخند زد و به گفته آن (مورچه مؤنث) خنديد و گفت، "پروردگار من، من را راهنمايى کن تا براى نعمت هايى که بر من و والدين من عطا کرده اى شکرگذار باشم، و اعمال پرهيزگارانه اى انجام دهم که مورد رضايت تو باشد. من را به رحمت خود در جوار بندگان پرهيزگار خود قرار ده."

۲۰ _ او پرندگان را بازرسى کرد و متوجه شد: "چرا هدهد را نمى بينم چرا او غايب است

۲۱ _ "من او را به شدت تنبيه يا قربانى خواهم کرد، مگر آنکه عذر موجهى بياورد."

۲۲ _ او زياد منتظر نماند. (هدهد) گفت، "من خبرهايى دارم که تو ندارى. من از سبا براى تو اطلاعات مهمى آورده ام.

۲۳ _ "زنى را يافتم که بر آنها حکمرانى مى کند، کسى که از هر نعمتى برخوردار است، و صاحب قصرى است عظيم.

۲۴ _ "من ديدم که او و مردمش به جاى خدا، در مقابل خورشيد سجده مى کنند. شيطان اعمالشان را در نظرشان زيبا جلوه داده است و آنها را از راه دور کرده است؛ در نتيجه، آنها هدايت نيافته اند."

۲۵ _ آنها مى بايست در مقابل خدا سجده مى کردند، يکتايى که تمام اسرار آسمان ها و زمين را آشکار مى کند و يکتايى که هر چه را پنهان کنيد و هر چه آشکار سازيد مى داند.

۲۶ _ خدا: خداى ديگرى در کنار او نيست؛ پروردگار با سلطنت عظيم.

۲۷ _ (سليمان) گفت، "ما خواهيم ديد اگر راست گفتى، يا اگر دروغگو هستى.

۲۸ _ "اين نامه را از طرف به آنها بده و بعد منتظر جواب آنها باش."

۲۹ _ او گفت، "اى مشاوران من، من نامه اى محترم دريافت کرده ام.

۳۰ _ "آن از جانب سليمان است و آن، "به نام خدا، بخشنده ترين، مهربان ترين است."

۳۱ _ "اعلام مى کند: "متکبر نباشيد؛ به عنوان تسليم شدگان نزد من بياييد."

۳۲ _ او گفت، "اى مشاوران من، در اين مورد به من نظر بدهيد. من بدون توصيه شما هيچ تصميمى نمى گيرم."

۳۳ _ آنها گفتند، "ما صاحب قدرت، هستيم، مهارت جنگيدن داريم و حکم نهايى در دست توست. تو تصميم بگير که چه بايد کرد."

۳۴ _ او گفت، "پادشاهان به هر سرزمينى حمله کنند آن را به تباهى مى کشانند و مردم عاليمقام آنجا را به ذلت مى نشانند. اين چيزى است که معمولا ً انجام مى دهند.

۳۵ _ "من هديه اى برايشان مى فرستم؛ بگذاريد تا ببينيم که رسولان با چه چيزى باز مى گردند."

۳۶ _ هنگامى که هدهد نزد سليمان بازگشت (اخبار را به او گفت) و او (به مردم سبا) جواب داد: "آيا شما به من پول مى دهيد آنچه خدا به من داده بسيار بهتر است از آنچه او به شما داده است. شما هستيد که با چنين هدايايى خوشحال مى شويد."

۳۷ _ (او به هدهد گفت،) "به نزد آنها باز گرد (و بگذار بدانند که) ما با نيروهايى به سوى آنها خواهيم آمد که آنها نمى توانند تصور کنند. ما آنها را با خوارى و خفت بيرون خواهيم کرد."

۳۸ _ او گفت، "اى بزرگان، کدام يک از شما مى توانيد کاخ او را براى من بياوريد، قبل از اينکه آنها به عنوان تسليم شدگان به اينجا برسند"

۳۹ _ يک عفريت از جن ها گفت، "من مى توانم قبل از اينکه تو بايستى، آن را نزد تو بياورم. من قدرت کافى براى انجام اين کار را دارم."

۴۰ _ آن کسى که از کتاب علم داشت گفت، "من مى توانم تا چشم بر هم زنى آن را نزد تو بياورم. "هنگامى که او آن را جلوى خود مستقرديد گفت، "اين رحمتى است از جانب پروردگار من، که با آن من را امتحان مى کند، تا نشان دهد که من سپاسگزار هستم يا ناسپاس. هر کسى که سپاسگزار باشد به نفع خود سپاسگزار است و اگر کسى ناسپاس شود، پس پروردگار من به او نيازى ندارد، محترم ترين."

۴۱ _ او گفت، "قصر او را برايش تغيير شکل دهيد. تا ببينيم که آيا او هدايت خواهد شد، يا به گمراهى ادامه خواهد داد."

۴۲ _ هنگامى که وارد شد، از او پرسيده شد، "آيا قصر تو به اين شباهت دارد" او گفت، "به نظر مى آيد که اين همان است." (سليمان گفت،) "ما از قبل مى دانستيم که او چه خواهد کرد و ما قبلا ً تسليم شده بوديم."

۴۳ _ او با پرستش معبودان به جاى خدا منحرف شده بود؛ او متعلق به مردم کافر بود.

۴۴ _ به او گفته شد، "وارد قصر شو. "هنگامى که داخل آن را ديد، فکر کرد که استخر آبى است، (لباسش را بالا زد،) و ساق پاهايش را نمايان ساخت. او(سليمان) گفت، "داخل اين اکنون با کريستال فرش شده است. "او گفت، "پروردگار من، من به نفس خود ستم کرده ام. اينک، با سليمان به خدا تسليم مى شوم، پروردگار جهان."

۴۵ _ ما به ثمود برادرشان صالح را فرستاده ايم، مى گفت، "بايد خدا را بپرستيد." اما آنها به دو دسته مخالف در آمدند.

۴۶ _ او گفت، "اى مردم من، چرا به جاى نيکوکارى به کارهاى پليد مى شتابيد اگر فقط از خدا طلب بخشش کنيد، ممکن است که از رحمت برخوردار شويد."

۴۷ _ آنها گفتند، "ما تو و کسانى را که به تو ملحق شده اند، براى خود بدشکون مى دانيم. "او گفت، "شکون شما کاملا ً در کنترل خدا است. واقعا ً که، شما مردمى منحرف هستيد."

۴۸ _ در شهر نه گانگسترتبهکار بودند و هرگز کار خيرى انجام نمى دادند.

۴۹ _ آنها گفتند، "بياييد به خدا سوگند ياد کنيم که او و مردمش را بکشيم، سپس به قبيله اش بگوييم، "ما درباره مرگ آنها چيزى نمى دانيم. ما راستگو هستيم."

۵۰ _ آنها نقشه کشيدند و توطئه کردند، ولى ما هم نقشه کشيديم و توطئه کرديم، در حاليکه آنها درک نکردند.

۵۱ _ بنگر به عاقبت نقشه هايشان؛ ما آنها و تمام مردمشان را نابود کرديم.

۵۲ _ اين است خانه هايشان که به خاطر ستمگرى هايشان به کلى ويران شده است. اين بايد درس عبرتى باشد براى مردمى که مى دانند.

۵۳ _ ما کسانى را که ايمان دارند و زندگى پرهيزگارانه اى را در پيش مى گيرند نجات مى دهيم.

۵۴ _ لوط به مردم خود گفت، "چطور مى توانيد در ملاء عام مرتکب چنين عملى زشت شويد در حاليکه مى بينيد

۵۵ _ "شما با شهوت با مردان به جاى زنان، روابط جنسى داريد. واقعا ً که مردمى نادان هستيد."

۵۶ _ تنها پاسخ مردم او اين بود که مى گفتند، "خانواده لوط را از شهرتان بيرون کنيد؛ آنها مردمى هستند که مى خواهند پاک باشند."

۵۷ _ در نتيجه، ما او و خانواده اش را نجات داديم، بجز زنش؛ ما او را با فناشدگان بشمار آورديم.

۵۸ _ ما بارانى مخصوص بر آنها بارانديم. بارانى شوم براى مردمى که به آنها هشدار داده شده بود.

۵۹ _ بگو، "ستايش خدا را و صلح بر بندگان برگزيده او. آيا خدا بهتر است، يا معبودانى که بعضى از مردم قرار مى دهند"

۶۰ _ کيست آن که آسمان ها و زمين را آفريد کيست آن که از آسمان آب برايتان مى فرستد، که با آن ما باغهايى سرشار از زيبايى توليد مى کنيم_ شما هرگز نمى توانيد درختان آن را بسازيد آيا خداى ديگرى با خدا هست واقعا ً که آنها مردمى هستند که منحرف شده اند.

۶۱ _ کيست آن که زمين را قابل سکونت قرار داد، موجب جارى شدن رودخانه ها در آن شد، کوهها را در آن قرار داد و حايلى بين دو آب خلق کرد آيا خداى ديگرى با خدا هست واقعا ً که، اکثر آنها نمى دانند.

۶۲ _ کيست آن که افرادى را که نااميد شده اند و او را مى خوانند نجات مى دهد، بدبختى را بر طرف مى سازد و شما را وارث زمين مى کند آيا خداى ديگرى با خدا هست شما به ندرت توجه مى کنيد.

۶۳ _ کيست آن که شما را در تاريکى خشکى و دريا هدايت مى کند کيست آن که بادها را با مژده مى فرستد، نشانى از رحمت او آيا خداى ديگرى با خدا هست بلند مرتبه ترين خداست، بالاتر از آنکه شريکى داشته باشد.

۶۴ _ کيست آن که آفرينش را آغاز مى کند، سپس آن را تکرار مى نمايد کيست آن که از آسمان و زمين براى شما روزى فراهم مى کند آيا خداى ديگرى با خدا هست بگو، "مدرک خود را به من نشان دهيد، اگر راست مى گوييد."

۶۵ _ بگو، "هيچ کس در آسمان ها و زمين بجز خدا آينده را نمى داند. آنها حتى درک نمى کنند که چگونه يا چه موقع برانگيخته خواهند شد."

۶۶ _ در حقيقت، علم آنها در مورد آخرت مبهم است. در حقيقت، آنها درباره آن شک دارند. در حقيقت، آنها نسبت به آن کاملا ً بى توجه هستند.

۶۷ _ کسانى که ايمان نياوردند گفتند، "آيا بعد از اينکه ما و همچنين والدين ما به خاک تبديل شديم، دوباره بيرون خواهيم آمد

۶۸ _ "چنين وعده اى در گذشته به ما داده شده است. اين ها چيزى جز افسانه هاى قديمى نيست."

۶۹ _ بگو، "در زمين بگرديد و عاقبت گناهکاران را ببينيد."

۷۰ _ براى آنها اندوهگين نباش و از نيرنگ آنها آزرده نشو.

۷۱ _ آنها مى گويند، "چه موقع آن وعده فرا خواهد رسيد، اگر راست مى گوييد"

۷۲ _ بگو، "شما از هم اکنون قسمتى از عذابى را که به مبارزه طلب مى کنيد چشيده ايد."

۷۳ _ پروردگار تو نسبت به مردم سرشار از موهبت است، اما اکثر آنها سپاسگزار نيستند.

۷۴ _ پروردگار تو کاملا ً مى داند آنچه که در سينه هايشان پنهان مى کنند و آنچه آشکار مى سازند.

۷۵ _ چيزى در آسمان ها و زمين وجود ندارد که (از خدا) پنهان باشد؛ همه چيز در پرونده اى است آشکار.

۷۶ _ اين قرآن بسيارى از موضوعات را براى بنى اسراييل حل مى کند؛ مسائلى که آنها هنوز اختلاف دارند.

۷۷ _ و مطمئنا ً، هدايت و رحمتى است براى مؤمنان.

۷۸ _ پروردگار تو يکتايى است که در ميان آنها بر طبق احکام خود قضاوت مى کند. اوست قادر متعال داناى متطلق

۷۹ _ بنابراين، به خدا اعتماد کن؛ تو از حقيقتى آشکار پيروى مى کنى.

۸۰ _ تو نمى توانى مرده و کر را شنوا کنى، اگر آنها رو گردانند.

۸۱ _ و نه مى توانى کور را از گمراهى هدايت کنى. تنها کسانى که تو را خواهند شنيد افرادى هستند که به آيات ما ايمان دارند و تصميم مى گيرند که تسليم شده باشند.

۸۲ _ در زمان مناسب، ما موجودى برايشان توليد خواهيم کرد که از مواد زمينى ساخته شده است و اعلان مى کند که مردم درباره آيات ما يقين ندارند.

۸۳ _ آن روز خواهد آمد که ما از هر جماعتى بعضى از کسانى را که به اثبات ما ايمان نياوردند، به اجبار، احضار کنيم.

۸۴ _ هنگامى که وارد شوند، او خواهد گفت، "شما آيات من را، قبل از آنکه درباره آنها دانشى پيدا کنيد تکذيب کرده ايد. آيا اين کار را نکرديد"

۸۵ _ آنها به خاطر شرارت شان به کيفر خواهند رسيد؛ آنها چيزى نخواهند گفت.

۸۶ _ آيا آنها نديده اند که ما شب را براى استراحت آنها پديد آورديم و روز را روشن اين ها بايد مدرک هايى کافى باشد براى مردمى که ايمان دارند.

۸۷ _ در آن روز که شيپور دميده نواخته شود، همه کسانى که در آسمان ها و زمين هستند هراسناک خواهند شد، بجزکسانى که خدا برگزيده است. همه آنها به اجبار، نزد او خواهند آمد.

۸۸ _ هنگامى که به کوهها نگاه مى کنى، فکر مى کنى که آنها بر جاى خود ايستاده اند. اما آنها مانند ابرها حرکت مى کنند. چنين است ساخته خدا، که همه چيز را تکميل کرد. او کاملا ً از تمام اعمالتان آگاه است.

۸۹ _ کسانى که اعمال خوب (در پرونده خود) بياورند پاداش هاى بسيار بهترى دريافت خواهند کرد و از وحشت آن روز کاملا ً در امان خواهند بود.

۹۰ _ و اما کسانى که کارهاى پليد بياورند، به اجبار در دوزخ خواهند بود. آيا براى اعمالتان مجازات نمى شويد

۹۱ _ به من فقط امر شده که پروردگار اين شهر را پرستش کنم_ او آن را عبادتگاهى امن قرار داد_ و او صاحب همه چيز است. به من امر شده تا تسليم شده باشم.

۹۲ _ و قرآن را بخوانم. هر کسى هدايت شود به نفع خود هدايت شده است و اگر آنها به گمراهى روند، پس بگو، "من فقط يک هشدار دهنده هستم."

۹۳ _ و بگو، "ستايش خدا را؛ او اثبات خود را به شما نشان خواهد داد، تا اينکه آنها را تشخيص دهيد. پروردگار تو هرگز از آنچه مى کنى غافل نيست."


 


 info@submission.org

Back Home

SUBMISSION.ORG

 

Copyright © 1997-2008 Submission.org